مادرم گفت :
روزی که نبودم
حسرت نخور برای نبودنم
اگر خوب نگاه کنی
میبینی نگاهِ من
که هست نگرانِ نگاهِ تو
نگو با خود
اگر بود چه میکردم
نگو سایهیِ مهربانی گم کردم
اگر خوب نگاه کنی
گم نکردهایی نگاهم را
هر زمان مرl یاد کنی
سایهام را سایهبان کردهایی
مادرم گفت :
تا هستی، هستم کنار ِتو
از یاد نرفتهام
اگر یاد کنی
مادرم گفت :
اشک نریز، نگاهم بارانیست
دستهایم برای نوازشت
انباشته از مهربانیست
هر چند نیستم در کنار ِتو
اما نگاهم هست در نگاهِ تو
مادرم گفت :
هر وقت مرا یاد کنی
روز ِمادر است و روز ِمهربانیست

